
وودی آلن _منهتن_، داستان پیچیده ای ندارد همچنان مثل همیشه به مقوله ی ازدواج و اجتماع و عشق و این ها می پردازد با طرداری از برگمان و نیچه، یا هر چیزی، فیلم دوست داشتنی و خوش ساختیست، وودی آلن هم که روانی می کند روانی بودنش.
می گویند که حاتمی کیا بغض کرده است از نامردی هایمان اما داستان جواد خیابانی ست و انتقاد هایی که به جای کمی گوش دادن سریع مثل رئیس جمهور عزیزمان! نامه های محمد وار می نویسند، رسالت مقوله ی (یک صدای ناشایست از یک جای ناشایست منتسب به کارگاه گوارشی انسان) کوچکی نیست، محمد، بودا، زرتشت، علی، و چند نفر دیگر از این بزرگان بودند، که ما افتخارمان محمد است و علی وبعداً زرتشت، حالا شما از اخلاقیات پایمال شده بگویدد، حالا حاتمی کیای _برج مینو_ بیاد ا نیش و نوش بگه، خُب توقع داشت سکوت کنند! مردم ما اصولاً انسان های بی معرفتی نیستند اما زور گو هم نمی توانند باشند، چند وقت پیش یکی از دختر های اقوام که اول دبستان است، پدر و مادرش گلایه کردند که مشق نمی نویسد، گفتم چرا نمی نویسی آیلار؟ گفت:
- من می نویسم دو خط می نویسم یعنی بلدم دیگه نمی خواد دو صفحه بنویسم.
در سطح خودش که چه عرض شود در سطح انفجار بود حرفش، اگر ربطش را به موضوع کیارستمی فهمیدید وودی آلن را هم می فهمید که در عین سادگی... اگر وودی آلن را فهمیدید دیگر خیلی از جایزه بران بین المللی را که سانسور ایران را راهی برای جایزه بردن می دانند، نخواهید پذیرفت و شاید سینما حقیقت مستند گرایی گامی برای جهانی شدن ایران باشد، مستند هایی از سفر های اُستانی رئیس جمهور کارآمد و عزیزمان!!! یا سخنرانی های مصلحت آمیز کسی که هیچ گاه نظامی نبوده و مصلحت نظام را ...
فروغ گفت: و نا امیدی شان آن قدر کوچک است / که در ازدحام میخانه ها گم می شود (اگه درست راوی بوده باشم)
0 نظرات:
ارسال يک نظر